هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

398

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

حال خودت را زنده كن . وليد از اين كار بخشم آمد و اگر قبيلهء او مانع نمىشدند مىخواست او را در ازاى ساحر ، بكشد . ولى او را به زندان افكند ولى هنگامى كه فرمانده زندان نماز و عبادت شب و روزش را ديد از زندان آزادش كرد و او به مدينه رفت و مردم آن را در جريان بىپرواييهاى والى كوفه و داستان خود قرار داد . . . وليد فرمانده زندان را مورد مؤاخذه قرار داد و او را دويست تازيانه زد زيرا بنده صالحى را از زندان خود آزاد كرده بود . اهل كوفه به ستوه آمده بودند و از كارهاى ناشايست او ذله شده بودند و سر و صدايشان بلند شده بود . مطلب را براى عثمان بن عفان نوشتند و از او چاره‌جويى خواستند او از اينكه او را عزل كند زير بار نرفت ولى بالاخره وقتى فرستاده‌ها پياپى بر او شدند و جريان كارهايش به ديگر نقاط اسلامى رسيد او را عزل كرد و اموى ديگرى يعنى سعد بن العاص را بر آن ( كوفه ) گمارد و آنچنان كه يعقوبى در تاريخ خود اظهار داشته كار گرد آوردن مالياتهاى اسلامى « كلب » و « بلقين » را به او واگذارد « 1 » . معاويه كه ولايت بر شام را پس از برادرش يزيد بن ابو سفيان از عمر بن الخطاب ، داشته بود از سوى عثمان نيز والى ، مانده بود او شايد از همه در مقاصد شوم خود عليه اسلام ، بدتر بود ولى در برخورد با مردم غالبا خشونتى بخرج نمىداد هوش و ذكاوتش او را بر آن داشته بود كه با مردم بردبارانه ، با مهربانى و سخاوتمندى و گاه دست و دل - بازى برخورد كند زيرا اين روش او را به مردم نزديكتر مىساخت و در رسيدن به هدفهايش در كسب قدرت و موقعيت ، ياريش مىكرد و هنگامى كه به دنبال حيف و - ميل اموال و خريد وجدانها و دست و پا كردن هوادار با بذل و بخشش پول ، مورد سرزنش قرار مىگرفت مىگفت : زمين از آن خداست و ما نمايندگان و خليفهء خدا روى زمين هستيم و از اموال هر آنچه گرفته‌ايم از آن ماست و آنچه نگرفته‌ايم نيز تعلق به ما دارد . معاوية بن ابو سفيان از پدرش ابو سفيان و مادرش هنده دختر عقبة كه در تاريخ در سبعيّت و درنده‌خويى و وحشيگرى نظير ندارد بيشتر مزايا و ويژگيهاى آنان را به ارث برد و ويژگيها و خصوصيتهاى پدران و خويشان او همچون جاه طلبى به هر قيمت كه شده را نيز بدانها افزود و همچنانكه گفتيم او خلافت عثمان را زمينهء مناسبى براى كار به نفع خود و خاندانش ارزيابى مىكرد و در پناه همين خلافت توانست امتيازهاى

--> ( 1 ) نگاه كنيد به صفحه 142 از جلد دوم تاريخ يعقوبى ، چاپ نجف .